محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
599
مخزن الأدوية ( ط . ج )
اين بيشتر مستعمل در سنونات است و قسم اول بهتر و در همه بلاد بنگاله مىشود و ليكن به وفور چاندپور و نواح آن كه دهى است از دههاى بنگاله قريب به جهانگير نكر جاى ديگر نيست و در آنجا سالى قريب يه يك روپيه بيشتر تجارت آن مىشود و دكهنى آن نيز اقسام است بهترين همه آن قسمى است كه چكنى دكهنى نامند يعنى چرب و آن پهن سپارى مىباشد و كم ريشه و نازك و زمختى آن كمتر و در خامى آن را مكرر در آب جوش مىدهند پس چيزى سنگين بر آن مىگذارند يا در مطرقه اندك مىكوبند تا پهن گردد پس بريده و در عرض دو پارچه كرده در شير گاو چند مرتبه جوش مىدهند پس در آب با كات هندى پس برآورده خشك نموده خوب مىمالند دانههاى آن را تا براق گردد و از آن آنچه لطيف چرب نازك باشد كه چون قطعهاى از آن را در دهان نگاه دارند نرم گردد و خوش طعم و لذيذ بىريشه باشد قسم اعلى و اول نامند و آنچه نه چنين باشد به مراتب از آن پستتر و نيز قسمى از دكهنى دانههاى آن مدور صنوبرى شكل مىباشد سرخ رنگ بسيار زمخت و اين را چكى دكهنى نامند و ليكن اين بهتر از چكى بنگالى است و استعمال اين در سنونات اولى است و بعضى مردم از قسم بنگالى اعلى به دستور چكنى دكهنى در هنگام نيم خامى بريده در شير و آب كات جوش داده چكنى مىسازند و ليكن به خوبى دكهنى نمىشود بلكه مانند قسم پست آن نيز و بالجمله فوفل مطلق چهار نوع مىباشد : يكى سرخ به سياهى مايل مخروطى شكل مايل به استداره با عفوصت بسيار با اندك تلخى و اين را چكى مىنامند و اين در سنونات مستعمل ، دويّم تيره رنگ مفرطح و كم عفوصت و اين را چكنى مىنامند و بعض متمولين با برگ تانبول مىخورند و بعضى به تنهايى ، سيّم رنگ ظاهر آن اندك سرخ رنگ بزرگ دانه و باطن آن سفيد و اين را سپارى چهاليه نامند و اين را عموماً همه كس با برگ تانبول كه پان نامند مىخورند ، نوع چهارم مخروطى شكل طولانى اندك رخو با اندك چربى شبيه به طعم نارجيل و ليكن به چربى نارجيل نيست و در غلافى شبيه به غلاف بلوط و از آن تيرهتر و اين را سپارى كهوپريه گويند يعنى شبيه به مغز نارجيل خشك كه به هندى كهوپره نامند و اين قسم قليل الوجود است بلكه فى الحقيقت سه نوع است و نوع اول نوع علىحده نيست و در ميان نوع سيّم دانهها بدان صفت گاهى يافت مىشود و يا آنكه بعضى اشجار كه يبوستى بر آنها غالب باشد ثمر آنها چنان مىشود و بالجمله بهترين همه سنگين نو كرم ناخورده آن است و از نوع دكهنى چكنى براق آن كه چون در دهان گذارند زود بخيسد و نرم گردد و عفوصت نداشته جرم آن الطف باشد . طبيعت مطلق آن : در دويّم سرد و خشك و شيخ الرييس در سيّم نوشته و در قوّت قريب به صندل . افعال و خواص آن : قابض و رادع و مانع صعود ابخره به دماغ و مستحكم كننده اعصاب و رافع رطوبت دهن و سستى اعصاب و اعضا و وثى و قلاع و امراض حاره دهان و سستى اسنان و لثه و سيلان خون از آن و رافع درد پهلو و مقوى دل و اعضاى مسترخيه و معده و حابس اسهال و قاطع عرق و رافع اوجاع حاره و سرخ آن تا دو درهم مسهل به عصر به رفق و غير مفرط و مدر بول و حيض زياده از سنبل هندى و رومى چون در آب جوش دهند و صاف نموده آب آن را بياشامند . مضر صاحبان سنگ گرده و مثانه و قولنج و مخشن سينه ، مصلح آن كثيرا . اكتحال آن جهت طرفه و استرخاى پلك چشم و دمعه و التهاب رمد و جرب آن مفيد . مقدار شربت آن : تا يك مثقال . بدل آن : به وزن آن صندل سرخ و نصف آن آب گشنيز سبز است و مضغ آن جهت خوشبويى و تسكين حرارت دهان و تقويت لثه و دندان و به دستور مضمضه به طبيخ آن و ضماد آن جهت ورم حار غليظ نافع و فوفل نيم رس خشك ناشده را اگر بخورند دوران سر و خفقان آورد ، مصلح آن آشاميدن آب سرد است و در گوشها از دهن هوا دميدن . فوّه به ضم فا و تشديد واو مفتوحه و ها به عربى عروق الصباغين و فوّه الصبغ و به يونانى دودرلوس و به فارسى روناس و رودك و رودانك و به هندى مجيته و به فرنگى روبيه و فوه صغير را به لاطينى البيسم و به بربرى روبيه منور نامند . ماهيت آن : بيخى است سرخ تيره و مستعمل صباغان در رنگ ثياب و دو نوع مىباشد برّى و بستانى و ثمر آن مدور و بعد از رسيدن سياه مىگردد و نبات آن كوچك و خشن و از يك شاخ زياده ندارد و برگهاى آن مستدير و ثمر آن در ميان برگها مجتمع و در آن تخم آن و منبت آن سنگلاخها و زمينهاى صلب و مستعمل بيخ آن و بهترين آن تازه و رنگين و سرخ آن . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مفتح سدد . * اعضاء الرأس و الغذاء و النفض * آشاميدن آن با عسل جهت فالج كه بيحسى عضو باشد و جهت لقوه و سستى اعضا و يرقان و تقويت معده و ادرار بول غليظ بسيار و حيض و شير و عرق النساء و با سكنجبين نيز جهت تفتيح سده جگر و سپرز و يك درم آن با دو درم ريوند چينى با يك پياله نبيذ جهت ضربه و سقطه و ثمر آن با سكنجبين جهت ازاله سپرز و تنقيه جگر و تفتيح سده آن هر دو و همچنين ساير اجزاى آن و ضماد آن جهت فالج و ساير امراض بارده عصبانيه و